یک عکس جالب برای دوستان مهدی (مثل اینکه همچنان حالش بده)

مجله اینترنتی با صدها عنوان مختلف برای سرگرمی و اطلاعات عمومی
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
این عکسها اشک هزاران نفر را ریخت
بعد از اینکه متوجه میشه شکارش باردار بوده، اول بچه رو نجات میده، بعد هم فکر کنم بخاطر این کارش دق کرده ومرده، اینا حیون هستن اما ما ها که آدمیم اینقدر راحت آدم میکشیم و این همه کار میکنیم که ماشالا افتخار هم میکنیم.
اگر ناراحت شدید ببخشید
برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید

شبهای قدر بر شما گرامی باد
***
در این شبهای عزیز برای مهدی عزیز دست به دعا بر میداریم تا انشاالله با بهبود خود بتواند هر روز این وبلاگ را آپ کند
از تمامی افردی که مهدی را میشناسند و یا دوستش دارند عاجزانه خواهش می کنم برای این عزیز هنوز از دست نرفته دعا کنند.

شب گذشته عزت الله انتظامی به همراه علی نصیریان و پسر کوچکش بر اثر سانحه تصادف . . .
برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنیدبنابه گزارشات رسیده از بیمارستان 1000 تختخوابی (خمینی) ،از صبح امروز پزشکان جراحی و جراحی اعصاب و پرستاران بیمارستان در اعتراض به شلیک گلوله های ساچمه ای به دانشجویان و سرکوب مرد م دست به اعتصاب زدند
از صبح امروزسه شنبه 26 خرداد ماه تعداد زیادی از متخصصین و اساتید بخشهای مختلف جراحی و جراحی اعصاب و همچنین دانشجویان و پرستاران بیمارستان 1000 تختخوابی (خمینی) در اعتراض به یورش وحشیانه نیروهای امنیتی و انصار حزب الله به مردم و دانشجویان و شلیك گلوله های ساچمه ای كه بیشتر ناحیه سر و نخاع مردم و دانشجویان را هدف قرار داده اند اعتصاب كرده اند. آنها از صبح امروز از محل کار خود خارج شدند و در حیاط این بیمارستان دست به تحصن و اعتصاب زدند
مجروحین یورش یکشنبه شب دانشجویان کوی دانشگاه تهران که در حدود 35 نفر از آنها را به این بیمارستان منتقل کرده بودند . در این یورش نیروهای انصار حزب الله و گارد ویژه به خوابگاه دانشجویان کوی دانشگاه تهران با شلیک گلولۀ ساچمه ای و پرتاب دانشجویان از طبقه 2 ساختمان و همچنین با قمه ،زنجیر و سایر سلاح سرد و گرم حمله کردند. در این حمله تعدادزیادی از دانشجویان به سختی مجروح شدند
در حال حاضر یکی از دانشجویان پسر کوی دانشگاه تهران بدلیل اصابت ساچمه به ریه هایش در بخش جراحی با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کند. دانشجوی پسر دیگری که توسط نیروهای انصار حزب الله از طبقه دوم خوابگاه پرت شده در اورژانس این بیمارستان بستری است و در معرض خطر دستگیری است
مامورین وزارت اطلاعات در بیمارستان 1000 تختخوابی مستقر شدند و زخمی های کوی و درگیریهای جاری را شناسائی می کنند آنها از پرسنل کادر درمانی خواسته اند که اسامی و سایر مشخصات دانشجویان و جوانان زخمی را باید در اختیار مامورین وزارت اطلاعات قرار دهند که با اعتراض شدید پرسنل بیمارستان مواجه شدند. 3 نفر از پرسنل بیمارستان که از افراد وزارت اطلاعات می باشند با نیروهای وزارت اطلاعات در مورد هویت دانشجویان زندانی همکاری می کنند. در حال حاضر از 35 دانشجوی زخمی 2 دانشجوی زخمی بدلیل وخیم بودن وضعیت جسمی آنها همچنان در بیمارستان بستری هستند. وسایر دانشجویان مجروح که جراحات بعضی از آنها شدید می باشد و می بایست بستری شوند بدلیل ترس از دستگیری پس از معالجات اولیه ناچار به ترک بیمارستان شدند
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، از همبستگی و اقدامات انساندوستانه پزشکان و پرستاران حمایت می کند و اعمال فشار مامورین وزارت اطلاعات علیه کادر درمانی بیمارستان برای دستگیری دانشجویان مجروح را محکوم می کند. و از سازمانهای حقوق بشری برای پایان دادن به اینگونه اعمال ضد بشری خواستار اقدامات عاجل است
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
مهدی کروبی در نامه ای گلایه آمیز به هاشمی رفسنجانی، از تلاش برخی اعضای خاندان هاشمی برای کناره
گیری وی به نفع میرحسین موسوی گلایه کرد.
به گزارش رجانیوز پس از آنکه محمود احمدینژاد در مناظره تاریخی با میرحسین موسوی از حمایت خانواده و شخص هاشمی رفسنجانی از میرحسین موسوی پرده برداشت، مهدی کروبی نیز در مناظره خود با موسوی که به میزگرد تخریب دولت تبدیل شده بود، بار دیگر به صراحت به حمایت هاشمی رفسنجانی از میرحسین موسوی اشاره کرد.
اما ظاهراً حمایت های خاندان هاشمی رفسنجانی ازمیرحسین موسوی تنها به تخریب احمدینژاد منتهی نشده و این تلاش ها با طرح اخباری مبنی بر کناره گیری مهدی کروبی به نفع میرحسین موسوی از سوی برخی محافل خبری نزدیک به این خاندان وارد فاز دیگری شده است. به طوری که از حدود یک هفته قبل گفته میشد پسران هاشمی سرمایهگذاری ویژهای برای متقاعد کردن کروبی به انصراف در روز آخر انجام دادهاند.
بر همین اساس، چهارشنبه شب کروبی با انتشار نامه ای سرگشاده به هاشمی رفسنجانی ضمن اشاره به سهم دانشگاه آزاد در ترویج نامزد مورد علاقه هاشمی رفسنجانی، نسبت به انتشار شایعه کناره گیری وی از کاندیداتوری توسط محافل نزدیک به خاندان هاشمی رفسنجانی اعتراض کرد.
متن کامل این نامه را در ادامه مطلب بخوانید
برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنیداین گزارش حاکی از آن است که لباس شخصیها پس از دستگیری عدهای از طرفداران مهندس موسوی علاوه بر توقیف دوربین عکاسی و فیلمبرداری برخی از آنهاو پس از تفتیش بدنی آنان، تراکت، عکس و یا پوسترهای انتخاباتی میرحسین که مربوط به حزب اعتدال و توسعه بود را ضبط کردند.
از سوی دیگر یک خودروی پژوی 206 که پوسترهای میرحسین موسوی بر آن نصب شده بود در جریان این درگیریها توسط جرثقیل به پارکینگ «استواری» در نصرآباد رباط کریم منتقل شد.
مالک این خودرو که مسئول حزب اعتدال و توسعه در شهرستان رباط کریم است با اعلام اینکه هیچ مدرکی در رابطه با توقیف و انتقال این خودرو به پارکینگ از سوی مراجع ذیربط به من ارائه نشده است، گفت: «در حالی که خودرو در کنار خیابان پارک بود و من حضور نداشتم تنها به دلیل نصب پوسترهای موسوی بر آن، با جرثقیل به پارکینگ حمل شده است».
سید محمد حسین حیات الغیبی، افزود: «امروز علاوه بر مردمی که برای اعلام حمایت از میرحسین به محل سخنرانی احمدینژاد آمده بودند، جمعی از اعضای کانون جوانان حزب اعتدال و توسعه شاخه رباط کریم نیز با در دست داشتن پوستر و عکس کاندیدای مورد نظر خود با فاصله نسبتاً زیادی نسبت به جایگاه سخنرانی ایستاده بودند که متاسفانه لباس شخصیها ادامه حضور آنها را تحمل نکردند و با ضرب و شتم مانع از این شدند که در انتهای محل برگزاری سخنرانی حضور داشته باشند».
وی ادامه داد: «در این میان دوربین فیلمبرداری و عکاسی برخی از اعضا و پوسترهای انتخاباتی حزب اعتدال و توسعه که برای حمایت از مهندس موسوی تهیه شده است به زور کتک از آنها گرفته شد».
گزارش خبرنگار آفتاب از حاشیههای مراسم حاکی از آن است که جمعیت زیادی از طرفداران میرحسین روز چهارشنبه در محل سخنرانی احمدینژاد واقع در شهر گلستان رباط کریم حاضر شده بودند که با شروع سخنرانی این منطقه را ترک کردند.
از سوی دیگر تعداد زیادی از اتوبوسهایی که برای جمعآوری مردم مناطق مختلف رباط کریم تدارک دیده شده بود، خالی به شهر گلستان بازگشت.
احمدینژاد با بالگرد به شهر گلستان رباط کریم آمده بود. اما این بالگرد به دلیل حضور اندک مردم از ساعت 9 صبح تا 11 به منظور انتقال افراد بیشتری به محل سخنرانی، در آسمان منطقه پرواز میکرد.
جمعی از مردم در بخشهایی از سخنرانی احمدینژاد اعتراض خود را اعلام میکردند و جمعی دیگر شعار میرحسین میرحسین حمایتت میکنیم را سر میدادند.

شیخ العرفاء، فقیه فقها، حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی (قدس الله نفسه الزّکیه) به مناسبتی فرمودند: در انجیل برنابا ـکه اقرب اناجیل به صحت استـ نوشته شده که حضرت عیسی(ع) برای ابلیس شفاعت کرد: «خدایا این مدتها عبادت تو را میکرد، تعلیمات میکرد، بیا از گناهانش بگذر»! با اینکه از زمان آدم تا زمان عیسی(ع) چه کارها، چه فسادها کرده بود. این چه نوری است که حتی به این هم ترحم کرد (که گفت): خدایا از تقصیراتش بگذر! (خداوند) فرمود: بله، من حاضرم ببخشم، بیاید بگوید: من گناه کردم، اشتباه کردم، ببخش، همین، بیاید بگوید: «اخطأت فارحمنی» بیاید این دو کلمه را بگوید.
حضرت عیسی(ع) خیلی خوشحال شد که کاری در عالم انجام داد، یک کاری که دیگر مثل ندارد. از زمان آدم تا به حال پر از فساد و افساد، حالا واسطه میشود و وساطتش اثر کرد، قبول شد. از همان راهی که داشت، شیطان را صدا زد، گفت: بیا، من برای تو بشارت آوردم! گفت: از این حرفها زیاد است. حضرت عیسی(ع) گفت: تو خبر نداری، اگر بدانی، سعی میکنی، حریص میشوی کار را بفهمی. گفت: من به تو میگویم اعتنا به این حرفها نداشته باش، از این حرفها زیاد است. گفت: تو خبر نداری (خداوند) میخواهد تمام این مفاسد با دو کلمه خلاص شود. گفت: بگو ببینم چه بوده است. گفت: اینکه تو بیایی و در محضر الهی بگویی: خدایا! أخطأت فارحمنی، من اشتباه کردم، تو ببخش. ببینید چقدر ما به خودمان ظلم میکنیم که به سوی خدا نمیرویم، به سوی چه کسی میرویم؟ آخرش افتادن میان چاه است، آخرش پشیمانی است؛ خوب چیزی که میدانی آخرش پشیمانی است، حالا دیگر نرو. شیطان گفت: نه، او باید بیاید و بگوید من اشتباه کردم! تو ببخش! چرا! به جهت اینکه لشکر من از او زیادتر است! آن ملائکهای که با من سجود نکردند و تابع من شدند، آنها لشکر من هستند! شیاطین هم لشکر من هستند، آن اجنهای هم که ایمان به خدا نیاوردند، لشکر من هستند، تمام بتپرستهای بشر، لشکر من هستند!
شیطان به زیادتی لشکر در روز قیامت میخواهد مغرور شود! آنجا جای زیادتی و کمی نیست. هر چقدر زیاد باشد جهنم میگوید: «هل من مزید» (سوره مبارکه ق، آیه شریفه 30). آن وقت شیطان میخواهی با زیادتی لشکر کار بکنی! بله، لشکر تو زیاد است، (اما) جهنم جایشان میشود، جهنم نمیگوید: اتاق نداریم جهنم میگوید: هرچقدر هست بیاورید، «هل من مزید»، یعنی اینکه بیاورید، هرچه زیادتر بیاورید، جا داریم! حضرت عیسی(ع) گفت: برو ملعون! نتوانستم برای تو هم کاری بکنم. تو میگویی: خدا باید بیاید من او را ببخشم!

علی حاتمی : پس از این زری فقط در فیلم های خودم شرکت خواهد کرد
علی حاتمی جوان ترین و کم سن و سال ترین کارگردان و سناریست سینمای فارسی که با ساختن اولین فیلم ریتمیک راهی تازه در سینمای ایران ارائه کرد ،از سه ماه پیش که با « زری خوشکام » ستاره یی که خیلی زود در سینما درخشید ودر فیلمهای متعددی شرکت جست ، ازدواج کرده است ،در سکوت فرو رفته بود و اثر جدیدی بوجود نمی آورد .
حاتمی در یک گفتگوی تلفنی به خبرنگار ما گفت :
- سکوت سه ماهه من بخاطر ازدواج با زری است که از این پس در کارهایم شریک خواهد بود .بزودی کارم را شروع می کنم و کارهای جدیدم از این پس از فرم فانتزی بیرون خواهد بود .و سناریوهائی را که نوشته ام بر روال تازه می باشد که باز در سینمای فارسی کار تازه ای خواهد بود
در فیلم های جدیدم « زری » نقش ستاره زن را به عهده خواهد داشت و کاراکتر او از این پس با گذشته اش فرق می کند .تهیه فیلم جدیدم که « خواستگار » نام دارد ،از چند روز پیش شروع کرده ام .نیمی از سرمایه این فیلم به عهده من است و زری هم نقش اول آنرا به عهده دارد .
حاتمی در مورد اینکه یکی از تهیه کنندگان از او خواسته است به اتفاق همسرش در فیلمی شرکت جوید و ایفای نقش کند گفت :
- بنظر من یک کارگردان نمی تواند هنرپیشه خوبی هم باشد ،چنانکه یک هنرپیشه هم کارگردان خوبی نخواهد بود ،یعنی هم بازی کند و هم کار گردانی .
البته چنانچه روزی سناریوئی که خودم نوشتم و مورد پسندم بود ،بشرطی که کارگردانی آن را دیگری انجام دهد به اتفاق زری در آن فیلم بازی خواهم کرد .
واما اینکه اخیرا شایع شده بود یکی از عکاسان مجله « پلی بوی »که معمولا عکسهای لختی چاپ می کند ،تعدادی عکس لخت و برهنه از زری خوشکام گرفته وحتی شایع بود این عکس ها درآن مجله چاپ شده و وقتی به تهران رسیده زری خوشکام و شوهرش همه نسخه های مجله را یکجا خریداری کرده اند تا در دست کسی نیفتد ،حاتمی در این باره گفت :
- این شایعه به هیچ وجه صحت ندارد ،هرگز همسر من قبل از ازدواج چنین عکس هایی نگرفته است .بعضی ها که از ازدواج من و او ناراحت هستند چنین شایعاتی را سر زبانها انداخته اند .
اطلاعات هفتگی / شماره 1572 / سال 1350
برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنیدیک استخر بزرگ در مرکز تهران پر از زن و مرد
لطفاْ ادامه مطلب را کلیک کنید
فقط تعجب نکنید
برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنیدرسوا كننده ترين عكسهاي آدمهاي مشهور دنيا بوسيله آليسون جكسون
اين عكسها واقعي هستند و هيچ فوتوشاپي در كار نيست
آليسون جكسون عكاس معروف به عكسهاي scandalous يا رسواكننده كه ازچهرهاي معروف دنيا در لحظات حساس عكس ميگيرد.لازم به ذكر است كه اين عكسها به هيچ عنوان فوتوشاپ نيستند ودرسايت شخصي اين عكاس حرفه اي نيز وجود دارد و قرار است بزودي بصورت يك آلبوم انتشار يابد وشما ميتوانيد از شخصيتهاي معروفي همچون ملكه انگلستان هنگام خواندن مجله در توالت تا اتوزدن موهاي آزي ازبورن توسط همسرش و يا پاريس هيلتون در زندان پرنسس ديانا در كنار مردي همراه با يك بچه و يا بسياري از عكسهاي جالب و واقعا ديدني لذت ببريد.
برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
ماماني من زن مي خوام !!
ماماني : خب فسقلي چي شد که به اين فکر افتادي ؟!
جوان : بي خيال مامان " بي ادبيه !
ماماني : حالا کدوم عجوزه ها رو مي خواي ؟!!
جوان : بهاره !
ماماني : اه اه اه اه اصلا حرفشو نزن " دختره ي بي ريخت ! ميگم بيا سوسن دماغ رو بگير ؟!!
جوان : نه مامان " اون دماغش جاروبرقي !
جوان : ماماني جون " ميگم مامان بتول خانم خوبه ؟!!!
ماماني : اصلا حرف اون پيرزن رو نزن " تازه ريش داره " از اون بدتر ريشش سفيده !
جوان : زن اسمال اقا چي ؟ اون خوبه ماماني ؟!!!
ماماني : اون که خودش شوهر داره !!!
جوان : شوهر سکينه خانم چي ؟ اصغر اقاي قصاب چي ماماني ؟ الاغ مش تقي چي " اون خوبه ؟!! اصلا خودمو بگيرم ماماني ؟!
ماماني : عزيزم مثل اينکه شيرين مي زنيا !!
جوان : ماماني من جيش دارم ! برم جيش ؟ !!
ماماني : برو عزيزم !!
جوان : دير کردم نگران نشيا !
ماماني : باشه عزيزم " مراقب خودت باش " قربون قد و بالاش برم !! بچم بزرگ شده !!!!!
وقتی به خاطر نداشتن وضعیت مناسب مالی باید کسی را که یک روز تمام دنیات بود و الان تمام زندگیت(به دلیل کاهش دنیا به زندگی به خاطر تحریمها) مثل یک غریبه تحمل کنی و اون هم تو را . . . . . . . .
میدونی تا حالا حتی به خودم نیز نگفتم < شاید هم گفتم و دروغ گفتم ، اما نه دروغ نگفتم نه در طول زندگیم با اون دروغ نگفتم ، ولی چرا اون فکر میکنه دروغ گفتم؟؟؟
تو هم نتونستی وضعیت نا بسامان مرا سامان بخشی . . .
میدونی مهدی ، از خدا که پنهون نیست از تو چه پنهون تنها کسی که تا حالا با هاش راحت بودم و بعداً هم به خاطر این راحتی اصلاً پشیمون نشدم تو بودی و دیگر هیچکس . . . واقعاً هیچکس
حتی اونی که بهش میگفتم شریک زندگی . . .
راستی چرا میگن شریک زندگی ؟ مگر زندگی شریک داره؟پس چرا تو سختیهاش کسی شریکم نبود؟من که جز برای اون هیچ کاری نکردم.پس چرا حالا باید جواب بدم؟
میخوام دوباره یک کار جدید بسازیم ، کاری که کار باشه . . . شاید هم ادای کار را در بیاریم ولی اون دنیای خیالی از این دنیای واقعی بهتره .
شاید یک روز بشه که دیگر من و اون ما نباشیم
کی ؟ نمیدونم ولی مقصر کیه ؟ من ، اون ، بقیه یا دیگرون ؟ ولی بدون توهم بی تقصیر نیستی
نه تو این دنیا همه در قبال هم مسئولیم