تبليغاتX
!کلی جفنگ در مورد همه چیز

!کلی جفنگ در مورد همه چیز

مجله اینترنتی با صدها عنوان مختلف برای سرگرمی و اطلاعات عمومی

بسم رب المهدی

 

http://www.cinemaema.com/images/albums/sineh_sorkh/Sine_Sorkh.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/07ساعت 17:54  توسط   | 

كيفهاي روي شانه

افرادي كه قرباني مد نميشوند اما در عين حال برايتان مهم است كه خوب به نظر برسيد

كوله پشتي

اجتماعي بودن.دست و دلبازي و محجوب بودن از جمله خصوصيات اين افراد است انها فعال و پر انرژي هستند.

كيف هاي كوچك بدون بند

افرادي داراي اعتماد به نفس بالا و كساني كه نگران حمل وسايل خود نيستند

كيف هاي مستطيل شكل

داراي اعتماد به نفس بالا هستند و به خود افتخار مي كنند و شخصيت مستقلي دارند

كيف هاي مارك دار

افرادي كه هميشه از بهترين چيز ها استفاده ميكنند.

كيف هاي چرمي

افرادي كه گاهي شتابزده عمل مي كنند و انتظار وقايع خوب را دارند

كیف هاي تزييني

افرادي گرم و صميمي و افرادي كه دوست دارند مطابق مد پيش بروند و فعال و پر انرژي هستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/07ساعت 17:10  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

 با تشکر از علیرضا وجدانی ..........................

 


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/07ساعت 17:9  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

بسم رب المهدی

 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/07ساعت 16:49  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

شما كداميك را سوار مي‌كنيد ؟!

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :
شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ...

..........

.........


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/07ساعت 16:25  توسط   | 

مدتی بود که این وبلاگ در حال تغییرات بود

پیوندهای روزانه از بین رفت و تبدیل شد به برترین مطالب وبلاگ و نیز اون دسته از وبلاگهایی که لینک وبلاگ را از وبلاگشون حذف کرده بودند حذف شدند!!!!!!

و حالا:

دوستانی که تمایل به تبادل لینک هستند ... لینک این وبلاگ را با عنوان :

کلی جفنگ در مورد همه چیز!!!

در وبلاگشان قرار داده و در قسمت نظرات همین پست اعلام کنند تا در اسرع وقت لینکشان در بین دوستان قرار گیرد

لازم به ذکر است هر گاه لینک ما از صفحه وبلاگشان حذف و یا در آرشیو قرار بگیره این حق را به خودم میدهم تا لینک وبلاگ مذکور را حذف کنم (مانند خیلی از لینکهای گذشته!) .... در ضمن لینک وبلاگهای آنتی دین و سکسی پذیرفته نخواهد شد

دوستانی هم که تمایل به همکاری با این وبلاگ را دارند لطفا آیدیه یاهوی خود را بصورت خصوصی در همین پست اعلام کنند تا خیلی سریع یوزر و پسوردشان برایشان بصورت آفلاین اعلام گردد

از دوستانی هم که با نظراتشان ما را شرمنده میفرمایند بسیار بسیار متشکرم و باز هم منتظر نقدها و نظراتشان هستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 23:45  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

بسم رب المهدی

 

بد نيست به نکته‌هاى زير هم توجه کنيد


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 16:33  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

تصاويري که جهان را به گریستن واداشت !

بعضي از صحنه ها، هر آنچه تكراري آن نيز انسان را به تعمق وادار مي كند


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 16:20  توسط   | 

این نوشته برای اونهایی است که هرسال میرن کعبه و وقتی برمیگردند باز هم همون مادرقحبه ای هستند که بودند

بازهم ریا میکنند - بازهم دروغ میگویند و باز هم لقمه های حرام میخورند و بازهم مکه میروند!!!

 

به گرد کعبه می گردی پریشان
که وی خود را در آنجا کرده پنهان

اگر در کعبه می گردد نمایان
پس بگرد تا بگردی... بگرد تا بگردی

در اینجا باده می نوشی
در آنجا خرقه می پوشی
چرا بیهوده می کوشی؟

در اینجا مردم آزاری
در آنجا از گنه عاری
نمی دانم چه پنداری؟!

در اینجا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری
تو آنجا در پی یاری
چه پنداری؟ کجا وی از تو می خواهد چنین کاری؟
کجا وی از تو می خواهد چنین کاری؟

چه پیغامی که جز با یک زبان گفتن نمی داند؟!
چه پیغامی...

چه سلطانی که جز در خانه اش خفتن نمی داند؟!
چه سلطانی...

چه دیداری... چه دیداری...
که جز دینار و درهم از شما سفتن نمی داند؟!
چه دیداری... چه دیداری...

به دنبال چه می گردی؟... که حیرانی؟
که حیرانی...

خرد گم کرده ای شاید نمی دانی!
خرد گم کرده ای شاید نمی دانی!

همای از جان خود سیری
که خاموشی نمی گیری

لبت را چون لبان فرخی دوزند
تو را در آتش اندیشه ات سوزند
هزاران فتنه انگیزند
تو را بر سر در میخانه آویزند

شعر از همای

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 5:16  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

« با همراه اول هیچ خری تنها نیست...»

http://www.pix2pix.org/my_unzip/122617106048fed794a4b771.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 4:56  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

( این مقاله دزدی از سایتهای دیگه است و با تمام آن موافق نیستم لیکن خوندنش خالی از لطف نیست!  )

بنده در این مقاله می خواهم در مورد خطبه 79نهج البلاغه در مورد نقصان عقل زن بنویسم؛


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 4:50  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

در پستهای گذشته برايتان از مدعيان دروغين نوشتيم، افرادي كه از سادگي مردم سوءاستفاده و با ترفندهاي عجيب‌شان خودشان را به امام زمان(عج) و ائمه اطهار(ع) مرتبط و با انواع و اقسام دروغ‌ها از باورهاي ديني مردم و تعصبات مذهبي‌شان، سوءاستفاده مي‌كنند، در اين پست مي‌خواهيم شما را با پرونده يك زوج كه خود را نماينده خدا و امام زمان(عج) معرفي مي‌كردند، آشنا كنيم، زوجي كه شيطان در روح و روان و جسم‌شان رسوخ كرده بود...................
MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 4:47  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

تاول هاي عفوني شده روي پاها، خونريزي هاي متعدد در قسمت شكم، كبودي هاي تازه و كهنه در قسمت هاي مختلف بدن، دست هاي سرد و چشمان هميشه مضطرب، تنها سهم پسرك 9 ساله از مهر مادري و حمايت هاي پدر است.به گزارش خبرنگار ما زندگي دردناك پسرك 9 ساله روز گذشته در پي شك مدير مدرسه به حالات غير عادي «ح» فاش شد و اين دانش آموز با لحني كودكانه و كلمات بريده بريده توضيح داد در طول عمر كوتاهش چگونه قرباني فرمان هاي زن و مردي شده كه پدر و مادرش مريد آنها هستند. صبح ديروز مسوولان دبستان پسرانه يي در مهرويلاي كرج با پليس تماس گرفتند و اعلام كردند يكي از دانش آموزان اين مدرسه از سوي پدر و مادرش به شدت مورد آزار قرار گرفته و آنها اين كودك را وادار به اقدام به خودكشي كرده اند.با حضور ماموران در مدرسه پسربچه 9 ساله به كلانتري منتقل شد و با توجه به شرايط روحي بسيار بدي كه داشت ماموران سعي كردند تا زمان به آرامش رسيدن از وي بازجويي نكنند. اما گفته هاي مدير مدرسه و آنچه «ح» براي مدير تعريف كرده بود، از يك كودك آزاري تكان دهنده پرده برداشت.

گفته هاي مدير مدرسه

مدير مدرسه به پليس گفت؛ يك هفته پيش عموي «ح» به مدرسه آمد و گفت برادرزاده اش به شدت از سوي پدر و مادرش مورد آزار قرار مي گيرد. از آنجايي كه آنها با هم رفت و آمد ندارند، او نمي تواند در اين موضوع دخالت كند اما به همين خاطر از من مي خواهد به «ح» كمك كنم. بعد از اينكه با عموي اين كودك صحبت كردم «ح» را به دفتر مدرسه فراخواندم تا آنچه را كه عمويش مي گويد بررسي كنم. همين طور كه اين كودك داشت صحبت مي كرد و از شكنجه هايي كه در خانه مي شد مي گفت توجهم به پاهايش جلب شد. آثار سوختگي هاي قديمي و جديد روي پاهايش مشهود بود، ضمن اينكه وي از دل درد شكايت داشت. براي اينكه شرايط اين كودك را بحراني تر نكنم تصميم گرفتم چند روزي رفتار او را زيرنظر داشته باشم و بعد چاره انديشي كنم.مدير مدرسه ادامه داد؛ «ح» به من كاملاً اعتماد كرده بود به همين خاطر هم هر اتفاقي در خانه برايش مي افتاد برايم تعريف مي كرد. تا اينكه صبح دوشنبه وقتي وارد مدرسه شد به دفتر آمد، رنگش پريده بود، پرسيدم چه شده. گفت ديشب پدر و مادرم مرا به شدت كتك زدند و به من گفتند وقتي به مدرسه رفتي ديگر حق نداري به خانه برگردي. در راه رفت يا برگشت كنار خيابان بايست و وقتي ماشيني با سرعت زياد در حال عبور بود، خودت را جلوي آن پرت كن. «ح» با نگراني از من پرسيد، به نظر شما اين كار درست است يا نه.

متوجه شدم شرايط اين كودك به شدت بحراني است و اگر به خانه برگردد احتمال اينكه به قتل برسد وجود دارد. به همين خاطر پليس را خبر كردم و تلفني به عموي «ح» ماجرا را گفتم. چون اين كودك به عمويش بسيار علاقه دارد، از من خواست او را به عمويش بسپارم.

عموي كودك چه گفت

پليس در ادامه عموي اين كودك را مورد پرس وجو قرار داد. اين مرد گفت؛ از وقتي «ح» به دنيا آمد، برادرم به شدت با او بدرفتاري مي كرد و كتكش مي زد. او به عضويت يك فرقه انحرافي درآمده بود كه البته روساي آن فرقه خاله و شوهرخاله «ح» هستند. برادرم به شدت تحت تاثير آنها قرار داشت و هر چه مي گفتند بدون هيچ سوالي انجام مي داد. اين زن و شوهر پس از به دنيا آمدن «ح» مدعي شدند روح شيطاني در اين كودك وجود دارد و بايد از بين برود اما نه اينكه به طور مستقيم كشته شود بلكه بايد آنقدر شكنجه اش كنند تا خودش جان بسپارد. تا چهار سالگي «ح» او فقط از سوي برادرم مورد آزار قرار مي گرفت اما از وقتي همسرش هم به عضويت اين فرقه درآمد، شرايط كودك بدتر شد. هر بار من به رفتارشان اعتراض مي كردم، برادرم با من درگير مي شد و كتكم مي زد. او بر سر رفتارش با «ح» با پدر و مادرم هم درگير شد و درنهايت ما مجبور شديم با برادرم قطع رابطه كنيم، اما از طريق همسايه ها وضعيت «ح» را كنترل مي كردم و گاهي مي توانستم از وضعيت او اطلاعاتي به دست آورم. تا اينكه دو روز قبل يكي از همسايه ها با من تماس گرفت و گفت پدر و مادر «ح» در حال كتك زدن او هستند. وي ادامه داد؛ از آنجايي كه مراد فرقه دستور داده بود هرگاه براي هر يك از مريدانش مشكلي پيش آمد اين كودك بايد تنبيه شود، «ح» بسيار مورد آزار قرار مي گرفت و علاوه بر اينكه پدر و مادر «ح» او را مي زدند ساير اعضاي اين فرقه هم وي را آزار مي دادند، در حالي كه سران اين فرقه كودك خودشان را قديس مي خواندند و به او بسيار احترام مي گذاشتند.عموي «ح» در ادامه گفت؛ يك سال و نيم پيش بود كه متوجه شدم يكي از مريدان اين فرقه «ح» را به بالاي كوه برده تا از آنجا به پايين پرت كند اما در آخرين لحظه پشيمان شده و كودك را بازگردانده است. همان موقع طي نامه يي مسوولان را در جريان فعاليت اين فرقه و اقدام به قتل برادرزاده ام قرار دادم اما رسيدگي نشد. پس از اظهارات اين مرد تحقيقات پليس نشان داد پدر و مادر «ح» جنين پنج ماهه شان را هم با دستور روساي فرقه انحرافي از بين برده اند، چون به آنها گفته شده بود روح شيطاني در اين جنين هم حلول كرده است. سرانجام با توجه به اينكه احتمال مي رفت «ح» در صورت بازگشت به خانه توسط پدر و مادرش به قتل برسد، به دستور دادستان وي به بهزيستي كرج تحويل داده شد. همچنين دادستان كرج دستور داد تحقيقات ويژه در مورد اين فرقه و اعضايش انجام شود. در حال حاضر شعبه 3 بازپرسي كرج مسوول رسيدگي به اين پرونده شده و «ح» براي مشخص شدن ميزان جراحات وارده بر بدنش و وضعيت روحي و رواني اش به پزشكي قانوني معرفي شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 4:43  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

در کتب آسمانی آمده، "خداوند سرچشمه عشق است."

اما اگر واقعاً خدا سرچشمه عشق است، چرا اینقدر رنج و بدبختی وجود دارد؟ .................


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 4:41  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 4:39  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

بسی حرص خوردم در این سال سی!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 4:38  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

سردار رادان: قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی بدن از مصادیق شرع است و تبرج به حساب می‌آید.

حسنی، امام جمعه ارومیه: اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او را بسوزانیم. اگر با گلوله هم بود، اشکالی ندارد.

امام جمعه شیراز: گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست‌دختر و دوست‌پسر بگیرند.

شکوفه گلخو، رییس دانشگاه الزهرا: بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل می‌شود.

قرائتی: ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک‌آور عمل می‌کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.

سیدحسین مرعشی: احمدی‌نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست.

آیت‌الله خزعلی: حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان می‌شود.

احمدی‌نژاد: قبل از انتخابات :نفت را سر سفره مردم می‌آوریم ... بعد از انتخابات: نفت خوردنی نیست که سر سفره‌ها بیاوریم.

الهام، سخنگوی دولت: نفت را سر سفره مردم نمی‌آوریم؛ بوی بد می‌دهد.

احمدی‌نژاد: این‌ها به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.

شکرالله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم: کوندالیزا رایس یک پیردختر آمریکایی ولگرد است که ناکامی‌های جنسی وی موجب عقده شده است.

احمدی‌نژاد: آمریکا به ایران حمله نمی‌کند؛ چون من مهندس‌ام و مسائل را تحلیل می‌کنم.

حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی‌پور، محقق و پژوهشگر مهدویت: رواج بی‌بندوباری در یک جامعه باعث بروز زلزله می‌گردد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/06ساعت 4:35  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

بسم رب المهدی

 

منو ببخشید ولی هرکاری کردم نتونستم از این عکس زیبا بگذرم

 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 22:46  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

رابطه ي پدر و پسر با نيروي عشق

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


در تمام تمرين‌ها سنگ تمام مي‌گذاشت اما چون جثه اش نصف ساير بچه‌هاي تيم بود تلاش‌هايش به جايي نمي‌رسيد. در تمام بازي‌ها ورزشكار اميدوار ما روي نيمكت كنار زمين مي‌نشست اما اصلا پيش نمي‌آمد كه در مسابقه اي بازي كند. اين پسر بچه با پدرش تنها زندگي مي‌كرد و رابطه ويژه اي بين آن دو وجود داشت. گرچه پسر بچه هميشه هنگام بازي روي نيمكت كنار زمين مي‌نشست اما پدرش هميشه در بين تماشاچيان بود و به تشويق او مي‌پرداخت. اين پسر در هنگام ورود به دبيرستان هم لاغر ترين دانش آموز كلاس بود. اما پدرش باز هم او را تشويق مي‌كرد كه به تمرين‌هايش ادامه دهد. گرچه به او مي‌گفت كه اگر دوست ندارد مجبور نيست اين كار را انجام دهد. اما پسر كه عاشق فوتبال بود تصميم داشت آن را ادامه بدهد. او در تمام تمرين‌ها تلاشش را تا حد نهایت انجام میداد به اميد اينكه وقتي بزرگتر شد بتواند در مسابقات شركت كند. در مدت چهار سال دبيرستان او در تمام تمرين‌ها شركت مي‌كرد اما همچنان يك نيمكت نشين باقي ماند. پدر وفا دارش هميشه در بين تماشاچيان بود و همواره او را تشويق مي‌كرد. پس از ورود به دانشگاه پسر جوان تصميم داشت باز هم فوتبال را ادامه دهد و مربي هم با تصميم او موافقت كرد زيرا او هميشه با تمام وجود در تمرين‌ها شركت مي‌كرد و علاوه بر آن به ساير بازيكنان روحيه مي‌داد. اين پسر در مدت چهار سال دانشگاه هم در تمامي‌تمرين‌ها شركت كرد اما هرگز در هيچ مسابقه اي بازي نكرد. در يكي از روزهاي آخر مسابقه‌هاي فصلي فوتبال زماني كه پسر براي آخرين مسابقه به محل تمرين مي‌رفت مربي با يك تلگرام پيش او آمد. پسر جوان آرام تلگرام را خواند و سكوت كرد. او در حالي كه سعي مي‌كرد آرام باشد زير لب گفت: پدرم امروز صبح فوت كرده است. اشكالي ندارد امروز در تمرين شركت نكنم؟ مربي دستش را با مهرباني روي شانه‌هاي پسر گذاشت و گفت: پسرم اين هفته استراحت كن. حتي براي آخرين بازي در روز شنبه هم لازم نيست بيايي. روز شنبه فرا رسيد. پسر جوان به آرامي ‌وارد رختكن شد و وسايلش را كناري گذاشت. مربي و بازيكنان از ديدن دوست وفادارشان حيرت زده شدند. پسر جوان به مربي گفت: لطفا اجازه بدهيد من امروز بازي كنم. فقط همين يك روز را. مربي وانمود كرد كه حرف‌هاي او را نشنيده است. امكان نداشت او بگذارد ضعيف ترين بازيكن تيمش در مهم ترين مسابقه بازي كند. اما پسر جوان شديدا اصرار مي‌كرد. مربي در نهايت دلش به حال او سوخت و گفت: باشد مي‌تواني بازي كني. مربي و بازيكنان و تماشاچيان نمي‌توانستند آنچه را كه مي‌ديدند باور كنند. اين پسر كه هرگز پيش از آن در مسابقه اي بازي نكرده بود تمام حركاتش به جا و مناسب بود.
 تيم مقابل به هيچ ترتيبي نمي‌توانست او را متوقف سازد. او مي‌دويد پاس مي‌داد و به خوبي دفاع مي‌كرد. در دقايق پاياني بازي او پاسي داد كه منجر به برد تيم شد. بازيكنان او را روي دستهايشان بالا بردند و تماشاچيان به تشويق او پرداختند. آخر كار وقتي تماشاچيان ورزشگاه را ترك كردند مربي ديد كه پسر جوان تنها در گوشه اي نشسته است. مربي گفت: پسرم من نمي‌توانم باور كنم. تو فوق العاده بودي. بگو ببينم چه طور توتنستي به اين خوبي بازي كني؟ پسر در حالي كه اشك چشمانش را پر كرده بود پاسخ داد: مي‌دانيد كه پدرم فوت كرده است. آيا مي‌دانستيد او نابينا بود؟ سپس لبخند كم رنگي بر لبانش نشست و گفت: پدرم به عنوان تماشاچي در تمام مسابقه‌ها شركت مي‌كرد. اما امروز اولين روزي بود كه او مي‌توانست به راستي مسابقه را ببيند و من مي‌خواستم به او نشان دهم كه مي‌توانم خوب بازي كنم.

 



استعدادها و توانمنديهاي جوانان، نوجوانان و نخبگان تنها با تشويق،
ارزش گذاري و بها دادن شكوفا مي شوند و در اين ميان
نيروي عشق و اراده نيز سبب تقويت انگيزه
و عملكردي باور نكردني و منجر به
موفقيتي حتمي خواهد شد.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 15:50  توسط   | 


آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از
میتینگ‌های پی در پی آن روز تاریخی! برای خوردن شام با هم نشسته
بودند. در کنار میز یکی از سگ‌های چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها
نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛ چطوری میشه از این خردل
تند به این سگ داد؟ روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت برید و خردل
را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن
کرد تا اینکه به خردل رسید، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف
نظر کرد.
بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره
و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با
یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به
داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید
و خردل را تف کرد.
در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛ دوستان هر
دوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه
بخوره، روزولت گفت چطوری؟ چرچیل گفت نگاه کنید! و بعد بلند شد و با
چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در
حالی‌ که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد! چرچیل گفت دیدید


چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان اعمال کرد!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 6:53  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

در ادامه طرح برخورد با شیادان مدعی امامت یا ارتباط با امام زمان (عج) در قم که تعداد آن‌ها در سه سال اخیر افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته است، حکم اعدام «علیرضا پیغان» یکی از مشهورترین این شیادان صادر شد.
به گزارش شهاب‌نیوز در ادامه طرح تشدید برخورد با شیادان مدعی امامت یا ارتباط با امام زمان (عج) در شهر مذهبی قم، حکم اعدام «علیرضا پیغان» صادر شد. علیرضا پیغان ادعا می‌کرد امام دوازدهم است و با شیادی و كلاهبرداری تعداد قابل ملاحظه‌ای از افراد ناآگاه و عامی را تحت تاثیر قرار داده بود. وی به سمت جمكران نماز می‌خواند و کتابی 673 صفحه‌ای تحت عنوان «القائم» را سر هم کرده بود که تعدادی از مراجع تقلید پس از ملاحظه این کتاب، حکم «ارتداد» وی را صادر کرده‌ و او را «مفسد فی الارض» دانستند. پیغان پس از دستگیری ادعای خود را پس گرفت و به شیادی اعتراف کرد، با این حال چندی بعد در زندان مجدداً بر سر ادعای قبلی خود بازگشت. او مدعی بود كه امام زمان (عج) از دنيا رفته و محل دفن ايشان جمكران است و به همين دليل ما بايد قبله خود را ‏به سمت آن مسجد تغيير دهيم.
حکم اعدام علیرضا پیغان در حالی صادر شده که مصطفی برزگر گنجی دادستان عمومي و انقلاب قم در روز دوشنبه از بازداشت 5 مدعی دروغين دیگر مهدويت در استان قم خبر داد. این 5 نفر طی ماه‌های اخیر ادعا کرده بودند امام دوازدهم، سیزدهم یا چهاردهم! هستند و با شیادی، مریدانی را نیز برای خود دست و پا کرده بودند.
خبرنگار شهاب‌نیوز می‌افزاید: ظرف چند سال اخیر تعداد شیاداتی که ادعای امامت یا ارتباط با امام زمان می‌کنند به نحو نگران ‌کننده‌ای افزایش یافته و تعداد افراد ساده و عوامی که جذب خرافات مذهبی می‌شوند نیز بیشتر شده است. در بهمن ماه سال گذشته در سقز، زنی پیدا شد که خود را حضرت خدیجه معرفی می‌کرد. وی پس از بازداشت اعتراف کرد که با استفاده از مواد بیهوشی، بانوانی که برای شفا گرفتن به او مراجه می‌کردند را جهت سوء استفاده‌های جنسی در اختیار فردی به نام «سالار» قرار ‌داده است. خانمی به نام «فریده گ.» نیز ادعا کرده بود با امام زمان (عج) ازدواج کرده و همسر ایشان است که در سال 85 بازداشت شد و تاکنون در زندان به سر می‌برد. پیدایش فرقه‌ای به نام امام سیزدهم و اعلام وجود حدود 10 نفر در شهر مذهبی قم  که مدعی ارتباط با امام زمان بودند از جمله نشانه‌های این آفت است. منابع مطلع تاکید می‌کنند که نه تنها تعداد مدعیان امامت یا ارتباط با امام زمان (عج) به نحو قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته که فعالیت رمالان، دعانویسان دروغین و جادوگران نیز مخصوصاً در شهرهای مذهبی نظیر قم و مشهد آشکارا بیشتر شده است
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 6:36  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

 در تصوير حکاکي شده بر سنگ هاي تخت جمشيد هيچ کس عصباني نيست هيچ کس سوار بر اسب نيست هيچ کي را در حال تعظيم نمي بينيم هيچ وقت در ايران برده داري مرسوم نبوده در بين اين صد ها پيکر تراشيده شده حتي يک تصوير نا خوش و عصباني مشاهده نمي کنيد همه با هم برابرند هم با هم خوش رو و براي کشور خود ميکوشند ولي ..........به ياد کورش کبير...و يادمان باشد که که بوديم و چه بوديم و چه شديم
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 6:24  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

بسم رب المهدی

 

عکسهای متفاوت

به عکس های زیر نگاه کنید و طبق دستورالعمل های نوشته شده رفتار کنید!

 


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/04ساعت 16:1  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

بازسازی کشتی نوح در هلند



این کشتی بسیار بزرگ توسط شخصی به نام Christian Johan Huibers در كشور هلندساخته شده. طول آن تقریبا دو سوم طول یک زمین فوتبال است اما اندازه و فضاي داخلي آن یک پنجم اندازه واقعی کشتی نوح است.


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/04ساعت 15:30  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/04ساعت 14:55  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

ماشين چهره هاي معروف چيه.....؟؟؟


اين فهرست را از دست ندهيد

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیمErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/04ساعت 14:49  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

حشرات خوردني

 


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 23:54  توسط   | 

بسم رب المهدی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 23:34  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

حاجي شدن رئيس بزرگترين فرقه هند!

مكه مكرمه به عنوان محل قرار گرفتن قبله مسلمانان، علاوه بر جمعيت يك ميليارد و اندي مسلمانان جهان علاقه‌منداني نيز در ميان ديگر فرق دارد.
به گزارش «تابناك»، علاوه بر ابراز ارادت و علاقه مسيحيان كه بارها در سفرنامه‌ها و ديگر متون به چشم مي‌خورد، شواهد نشان از آن دارد كه هندوهاي هند نيز از اين ابراز ارادت و نياز به قبله مسلمانان غافل نشده‌اند.
بنا بر اين گزارش، در كنگره اخيري كه با نام سومین عرس بیدل دهلوی برگزار شده بود، پروفسور «چهندر شکهر»، استاد هندوی زبان فارسی و رئیس دپارتمان زبان فارسی دهلی نو که به همراه ده نفر از استادان زبان فارسی هند برای شرکت در اين مراسم به ايران آمده بود، با اشاره به سفرنامه‌های حج گفت: در ادب فارسی بسياري از هندوها نقش برجسته‌ای دارند و حتی برخی از آنان به سفر حج هم مشرف شده‌اند.
وي افزود: هرچند امروز می‌گویند که تنها بايد مسلمانان به مكه بروند، اما خود گرونانک، رئیس فرقه سیک‌ها، در چند قرن پیش، به حج و از آنجا به ترکیه، ایران و تا کرمان هم رفته است. امروزه در ترکیه، لوح یادبود سنگی هست که به سفر گرونانک از حج به قونیه اشاره می‌کند.
وی یادآور شد: در همین سفر اخیر که چند هفته پیش انجام شد، در روز ولادت امام رضا ـ عليه‌السلام ـ همراه با دیگر استادان میهمان از سراسر دنیا به زیارت امام رضا مشرف شدم و اايشان را زیارت کردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 23:30  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

http://www.iranalive.org/

اين اعلاميه رو روي در دانشگاه زده بودند. حالا چه حكمتي هست كه براي نگه داري خانم بيمار حتما طرف بايد دانشجو باشه و تازه كارهاي خونه رو هم انجام بده , كسي نميدونه .

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت 23:59  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

تــا اوج نــا اميــدي

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم را، دوستانم را، مذهبم را و خلاصه تمام وابستگي هاي زندگی ام را !
به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خداوند صحبت كنم و اگر نتوانستم دليلي براي ادامه ي زندگيم بيابم به آن نيز خاتمه دهم !
به خدا گفتم: آیا می توانی دلیلی برای ادامه این زندگی برایم بیاوری ؟ و جواب او مرا شگفت زده كرد.
او گفت: آیا سرخس و بامبو را می بینی ؟
پاسخ دادم : بلی.
خداوند فرمود: هنگامیكه درخت بامبو و سرخس را آفریدم، به خوبی از آنها مراقبت نمودم. به آنها نور و آب و غذای كافی دادم. دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم. در دومین سال سرخس ها بیشتر رشد كردند و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من بامبوها را رها نكردم.
در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من از آنها قطع امید نكردم.
در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد. در مقایسه با سرخس بسیار كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید.
5 سال طول كشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ریشه هایی كه بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی بدان نیاز داشت را فراهم می كردند.
خداوند در ادامه فرمود: آیا می دانی در تمام این سالها كه تو درگیر مبارزه با سختیها و مشكلات خودت بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می ساختی ؟ من در تمامی این مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم.
هرگز خودت را با دیگران مقایسه نكن. بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر كدام به نوبه خود به زیبایی جنگل كمك می كنند. زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می كنی و قد می كشی !
از او پرسیدم : من چقدر قد می كشم.
در پاسخ از من پرسید: بامبو چقدر رشد می كند؟
جواب دادم : هر چقدر كه بتواند.
گفت: تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی. هر اندازه كه بتوانی.
ولي به یاد داشته باش كه من هرگز تو را رها نخواهم كرد. و در هر زمان پشتيبان تو خواهم بود !
پس هرگز نا امید نشو !


آنچه امروز یک درخت را تنومند، سایه گستر و پر ثمر ساخته است، ریشه دواندن دیروز بذر آن در تاریکی های خاک بوده است. در هنگامه ی رنج های بزرگ، ملال های طاقت فرسا، شکست ها و مصیبت های خورد کننده، فرصتهای بزرگی برای تغییر، گام نهادن به جلو و تصوري براي خلق آینده ایجاد می شود. ماموریت شما در زندگی بی مشکل زیستن نیست، بلكه با انگیزه زیستن و اميدوار زيستن است ...

پس زندگی را باور کن همانگونه که هست، با همه دردها و رنجهایش، با همه شادیها و غمهایش، با همه ملال ها و دلفریبی هایش، باهمه شکستها و پیروزی هایش و با همه خاطرات تلخی ها و شیرینی هایش، و زندگی را دوست بدار و به سرنوشت امیدوار باش، هر روز را با امید و ایمان به خدا و فردايی بهتر به شب برسان، اینگونه باش تا زندگی برایت سهل تر و زیبا تر شود، یقین داشته باش که از دید خداوند پنهان نخواهی ماند و همواره از مراقبت و همراهي او نيز بي بهره نخواهي ماند ...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت 15:59  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

توريسم و نقاط ديدني ايران

MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت 15:46  توسط   | 

http://i34.tinypic.com/s2vdrr.jpg

۵ ثانیه قبل از مرگ ۲۰ نفر !!!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت 6:25  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

بسم رب المهدی

 

چرا مردها بي‌احساس مي‌شوند؟

 


 

MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/01ساعت 16:6  توسط   | 

بسم رب المهدی

 

سرگذشت شگفت‎انگيز دختري كه شاهد مراسم تدفين خود بود


MQuest.Blogfa.comبرای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/01ساعت 15:43  توسط   | 

نويسندگان

๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑
نیما

پيوندها

دانلود کتابهای مختلف
دست نوشته های مجید
دست نوشته های شهید گمنام
بزرگترین مرجع دانلود پارسی زبانان
بزرگترین گالری عکس بلاگفا (@@)
عشق پنهان

نوشته هاي پيشين

هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
مهر 1384