تبليغاتX
!کلی جفنگ در مورد همه چیز

!کلی جفنگ در مورد همه چیز

مجله اینترنتی با صدها عنوان مختلف برای سرگرمی و اطلاعات عمومی

 

بسم رب المهدی

سلام دوستان

امروز برای شما عزیزان فیلم استخوان را قرار دادم. امیدوارم ببینید و لذت ببرید.

فیلم استخوان، داستان تاجری موفق است که مجبور می‌شود استخوانهای پدربزرگ خود را که ۲۰ سال قبل در گورستانی قدیمی دفن شده به گورستانی دیگر منتقل کند.
بازیگران : مهدی پاکدل، رحیم نوروزی، لیلی تقوی، سیامک اطلسی، محتاج نجومی، بهرام ابراهیمی و محرم زینال زاده
کارگردان : فرهاد علیزاده آهی

دانلود فيلم استخوان

 

www.mQueSt.BloGfa.coM

 

لينك دانلود فيلم استخوان

قسمت اول :

 سرور1   سرور2   سرور3   سرور4   سرور5   سرور6   سرور7   سرور8   سرور9

قسمت دوم :

 سرور1    سرور2   سرور3   سرور4   سرور5   سرور6   سرور7   سرور8  

پسورد : www.iranzik.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/07ساعت 21:12  توسط   | 

 

بسم رب المهدی

سلام دوستان

امروز یه فیلم مستند باحال براتون آماده کردم.امیدوارم ببینید و خوشتون بیاد.

 

دانلود فيلم مستند ورزشي مردان پرسپوليس

اين مستند كه به تهيه كنندگي فريدالدين عطار و كارگرداني "مهدي زريباف" تهيه شده، شامل حواشي و اتفاقات پيرامون تيم فوتبال پرسپوليس در هفتمين دوره مسابقات ليگ برتر است .

گروه كارگرداني و تصويربرداري فيلم مستند "مردان پرسپوليس" در تمام طول فصل گذشته كه پس از شش سال منجر به قهرماني پرسپوليس شد، از نزديك در كنار اين تيم حضور داشت و به ثبت و ضبط تمامي حواشي موجود مي‌پرداختند.
صحنه‌هايي جالب از قهرماني پرسپوليس، جشن قهرماني، حواشي زيبا از سفرهاي تيم در طول فصل، صحنه‌هاي جذابي را در اين فيلم به نمايش درآورده است.

 

wWw.mQueSt.bl0gfA.Com

لينك دانلود فيلم مردان پرسپوليس

 

سرور1   سرور2   سرور3   سرور4  

 

پسورد : www.IranProud.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/07ساعت 3:18  توسط   | 

مرد ۸۴ ساله اى كه ۸۶ زن و ۱۷۰ فرزند دارد در دادگاه نیجریه به اعدام محكوم شد.

«محمد بللو ابوبكر» كه آموزگار بازنشسته است در ایالت «نیجر» زندگى مى كند و افشاى ازدواجش با ۸۶ زن، وى را به یكى از مشهورترین مردان نیجریه تبدیل كرد.

سن بیشتر زنان وى از یك چهارم سن خودش كمتر و سن برخى آنان از فرزندانش هم كمتر است.

وى مى گوید: خود زنان به خاطر توانایى هاى خاص من در درمان انواع بیمارى ها مایل بودند زنم شوند.

وى در حالى از بیان منبع درآمدش براى امرار معاش خانواده بزرگش خوددارى كرده كه هر روز دست كم سه كیسه برنج به ارزش ۹۰۰دلار در خانه اش پخته مى شود.

او در دادگاه عالى «نیجر» به جرم داشتن ده ها زن به اعدام محكوم شد. حال آن كه اگر بخواهد زنده بماند فقط یك هفته براى طلاق همسرانش فرصت دارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/06ساعت 19:4  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

 

بسم رب المهدی

 

آنتوني رابینز:

اگر فکر می کنید که موفق می شوید یا شکست می خورید، در هر دو صورت درست فکر کرده اید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/06ساعت 18:25  توسط   | 

 

بسم رب المهدی

 

امام حسن عسگری علیه السلام:   

  عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست ، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است ./تحف العقول صفحه 448

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/06ساعت 16:32  توسط   | 

می خوام که وقتی خوابی کنار تو بشینم

اگه یه وقت خوابم برد  باز خواب تورو ببینم

عطر نفس های تو به تنم بپیچه

کاش بدونی که زندگی بی تو هیچه

می خوام تن قشنگتو تو بغلم بگیرم

بگم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/06ساعت 0:21  توسط   | 

 

بسم رب المهدی

سلام دوستان

امروز فیلم مجنون لیلی که ویژه اکران نوروز بود برای شما دوستان آماده کردم. امیدوارم که ببنید و لذت ببرید.

 

دانلود فيلم مجنون ليلي

 

www.mquest.blogfa.com

لينك دانلود فيلم مجنون ليلي

 

قسمت اول : سرور1   سرور2   سرور3   سرور4   سرور5  

قسمت دوم : سرور1   سرور2   سرور3   سرور4   سرور5  

پسورد : www.IranProud.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/05ساعت 21:25  توسط   | 

 

بسم رب المهدی

سلام دوستان

امروز در یکی از وبلاگها بودم که ناگهان با جمله ای روبرو شدم که من یکی خیلی ازش خوشم اومد. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

 

    به خدا نگویید مشکلات بزرگی دارم به مشکلات بگوید خدایی بزرگی دارم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 21:40  توسط   | 

همیشه شنیده بودم بعد از هر خنده ای گریه است اما واقعیتش تا حالا فکر نمی کردم برای خودم هم اتفاق بیفته.

۵ ماه بود فقط می خندیدم، اما مطمئن بودم بالاخره وقت اشکش هم میرسه.  فکر نمی کردم اینقدر زود بیاد.فقط ۵ ماه. وقتی منتظر چیزی هستی که نمیدونی کی قراره برات پیش بیاد خیلی سخته این انتظار.

همیشه دخترا که گریه میکردن وقت خنده من بود، ولی این بار فرق میکنه.هر قطره اشکش مثل چماق می خورد تو سرم. بخدا هیچ کاری نمیتونستم بکنم. آخه تقصیر من کثافت چیه که این وسط باید گیر بیفتم؟

پنج سال بود گریه نکرده بودم. همیشه به گریه های الکی و واقعی می خندیدم.

امروز گریه کردم بدون ترس از اینکه دیده بشم ، از آخر طرقبه تا بیمارستان امام رضا.تو تموم راه ماشین های جلوییمو نمیدیدم.

مادرم میخواست بره مکه رفتم جای صرافی های بعد بیمارستان براش دلار بگیرم.تو صرافی نمیتونستم تو چشم صرافه نگاه کنم.

  نمیدونم چرا هر چی بیشتر گریه میکردم بجای اینکه سبکتر بشم سنگین تر میشدم.

امروز مامان بابا رفتن مکه، همه داشتن گریه میکردن . فکر میکردن من بخاطر اون ناراحتم. ولی من خوشحال بودم که رفتن ، اگه بودن مامان حتما میفهمید.

شاید بالاخره تموم بشه... 

مهدی جون از من خاطره خواسته بودی، این هم خاطره . می بخشی که تازگیا این وضعیت من شده ولی اگه نگم میترکم. خودت بهتر از همه میدونی.

بالاخره وقت اشکش رسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 22:26  توسط   | 

فقط اومدم بگم از مجید و رضا بدلیل زنده نگه داشتن این وبلاگ ممنونم

لطفا فقط مطالب طولانی را در ادامه مطلب قرار بدهید

ممنون

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 18:34  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

 

بسم رب المهدی

سلان دوستان

امروز داستان زیبا و آموزنده ای برای شما دوستان قرار داده ام که بخوانید و

مثل من لذت ببرید و استفاده کنید.

 

عبور از پل هاي زندگي

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
 

سال هاي سال بود كه دو برادر در مزرعه اي که از پدرشان به ارث رسيده بود با هم زندگي ميکردند. يک روز به خاطر يک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زياد شد و كار به جايي رسيد كه از هم جدا شدند.
از دست بر قضا يک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتي در را باز کرد، مرد نجـاري را ديد. نجـار گفت: من چند روزي است که دنبال کار مي گردم، فکرکردم شايد شما کمي خرده کاري در خانه و مزرعه داشته باشيد، آيا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من يک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسايه در حقيقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و اين نهر آب بين مزرعه ما افتاد. او حتماً اين کار را بخاطر کينه اي که از من به دل دارد، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداري الوار دارم، از تو مي خواهم تا بين مزرعه من و برادرم حصار بکشي تا ديگر او را نبينم.
نجار پذيرفت و شروع کرد به اندازه گيري و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت: من براي خريد به شهر مي روم، آيا وسيله اي نياز داري تا برايت بخرم؟
نجار در حالي که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چيزي لازم ندارم !
هنگام غروب وقتي کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاري در کارنبود. نجار به جاي حصار يک پل روي نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانيت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برايم حصار بسازي؟
در همين لحظه برادر کوچک تر از راه رسيد و با ديدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روي پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او براي کندن نهر معذرت خواست.
وقتي برادر بزرگ تر برگشت، نجار را ديد که جعبه ابزارش را روي دوشش گذاشته و در حال رفتن است.
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزي مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولي پل هاي زيادي هست که بايد آنها را بسازم...
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 14:52  توسط   | 

نويسندگان

๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑
نیما

پيوندها

دانلود کتابهای مختلف
دست نوشته های مجید
دست نوشته های شهید گمنام
بزرگترین مرجع دانلود پارسی زبانان
بزرگترین گالری عکس بلاگفا (@@)
عشق پنهان

نوشته هاي پيشين

هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
مهر 1384