تبليغاتX
!کلی جفنگ در مورد همه چیز

!کلی جفنگ در مورد همه چیز

مجله اینترنتی با صدها عنوان مختلف برای سرگرمی و اطلاعات عمومی

عمر همه ما پر از خاطره است

خاطره های جور وا جور

بزودی در این وبلاگ بخشی با عنوان خاطرات من راه اندازی میشه

شما دوست عزیز مخصوصا نویسندگان وبلاگ - اگه خاطره های بامزه و عبرت آموز دارین حتما برامون بنویسید تا بقیه هم به فیض برسند !!!

منتظرم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/21ساعت 12:59  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

آقای حائری امام جمعه شیراز که 25 سال است بطور متوالی به این اقدام پرداخته است، در یک اظهار نظر سک سی - عبادی اعلام کرد: « خدا در بدن شما زنان کار بزرگی کرده است.» در همین راستا سووالات زیر مطرح و گزینه های زیرتر در نظر گرفته شد.

سووال اول: منظور از « کار بزرگ» در جمله خدا در بدن شما زنان کار بزرگی کرده است، کدام است؟
1) هر نوع کاری که برجسته باشد؟
2) هر نوع کاری که به نظر برجسته بیاید؟
3) ممکن است خیلی هم برجسته نباشد، اما به نظر برجسته بیاید؟
4) ممکن است بزرگ باشد، ولی برجسته نباشد.

سووال دوم: آیا خداوند در بدن همه زنان کار بزرگی کرده است؟
1) در اکثر موارد کار بزرگی کرده است؟
2) ممکن است بزرگ یا متوسط یا کوچک باشد؟
3) ممکن است در بعضی موارد کوچک باشد، ولی بعدا بزرگ شود؟
4) هر سه حالت صحیح است.

سووال سوم: فاعل جمله « خداوند در بدن همه زنان کار بزرگی کرده است» چه کسی است؟
1) خداوند متعال؟
2) امام جمعه شیراز؟
3) شوهر زنانی که در بدن شان کار بزرگی انجام شده است؟
4) هرکسی آن کار را بکند، فاعل است؟

سووال چهارم: اگر در بدن یک زن خداوند کار بزرگی نکرده بود، آن زن باید چکار کند؟
1) جراحی پلاستیک با نظر شوهرش
2) جراحی پلاستیک بدون نظر شوهرش
3) مواظب رابطه شوهرش با کسانی که خداوند در بدن آنها کار بزرگی کرده است، باشد؟
4) خیلی هم لازم نیست بزرگ باشد؟

سووال پنجم: اگر در بدن یک زن کار بزرگی انجام نشده باشد، چه حالاتی ممکن است؟
1) او را خداوند خلق نکرده است؟
2) آقای حائری تا به حال متوجه کارهای کوچک نشده؟
3) باید منتظر بماند تا بزرگ شود؟
4) از این بزرگ تر نخواهد شد؟

بقیه سووالات به دلیل مشکلات مربوط به سن پاسخ دهندگان حذف شد !

 

منبع : http://sansour01.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/21ساعت 12:57  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

امشب اولین شب جمعه ماه رجبه

میگن امشب شب آرزوهاست ... میگن خدا منتظره تا بگی و جواب بده ......

راستش نمیدونم واقعیه یا زاده تخلیات یک آخوند خیالبافه !

ولی یاد حرفی از امام صادق افتادم : هرکس عملی را انجام دهد تا ثواب و اجر نیکویی ببرد خداوند ثواب آن را میدهد حتی اگر چنین روایتی وجود نداشته باشد

ضرر که نداره! .... به خدا اعتماد کن و امشب دعاها و آرزوهاتو بهش بگو

التماس دعا .....

اگر از طریق این مطلب این شب برات یادآوری شد حتما باید منو دعا کنی !!!!! .............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 14:48  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

دلم هوای نـوشـتن کرده بود امشب ...

باد و بارانی بود اندرون دلم ...

و صدای چند کلاغ و جیرجیرک ...

کاغذی و قلمی و کرور کرور دل برای نوشتن !

خوب ... برای که بنویسم حالا ؟

تازه ، برای کسی هم که بنویسم ، چه کسی ببرد برایش ؟!

یادم آمد ...

آدم برای خدا چیزیکه بنویسد و بگذارد زیر فرش ،

خدا خودش برمی دارد ... !

 پرشدم از شوق برای نوشتن ...

دراز کشیدم روی زمین و دستی

زیر چانه و دستی بر روی کاغذ !

 

نوشتم :

 سلام ، محبوب من ... !

چقدر دوستت دارم ... خودت میدانی !

چقدر تو صبح را قشنگ شروع می کنی ...

صدای خروس و کلاغ را که می پیچانی در هم و

نسیم را می وزانی بینشان ...

آدم حالی به حالی می شود !

هیچ دلبری نمی تواند مثل تو ، همین اوّل صبح ،

دل آدم را اینطور ببرد !

خورشید هم ناز می کند مثل خودت ... !

آنقدر که دست می کشد بر سر و صورت آدم

و داغش می کند با سرپنجه هایش !

تو هم دست می کشی بر دل آدم و عاشقش می کنی !

 معشوق صبور من ...

می فهمم که شب ها وقتی غرق می شوم در خواب ،

می آیی به پیشم !

دستت را حس می کنم که روی پیشانی ام

دانه های شبنم می کارد ،

رد بوسه ات هم می سوزاند لبم را تا صبح

مثل آتش ... داغ و مثل آب ... شفـاف

اگر تو نبودی "تو" معنی نداشت !

تو تمام " توی" منی ...

اگر می بینی چشمم به در می ما ند

نه اینکه یادم رفته " تو" هستی !

که می دانم هستی در کنارم ...

منتظرم کسی بیاید و ببیند ، چقدر "تو" هستی !

و برود و بگوید کسی نیاید !

معبود من ...

اگر دیدی روزی کسی در کنارم بود

خودت می دانی و می فهمی که به یقین تکه ای از "تو"

را با خود داشته که رهایش نکردم !

مگر نه اینکه " تو" غرق در زیبایی ها هستی !!!

گل را اگر ببویم ، لذتش از بوی توست !

 مطلوب من ...

سرم را گاهی بگیر بین بازوانت ! مرا به آغوش بکش ...

نکند یادت برود که سخت نیازمند توام !

من اگر یادم برود تقصیر توست که یادم نمی اندازی

تو باید مرا باور کنی !

از تمام خواستن هایم !

تو خیلی خوبی !

برای کسی که دوستت دارد

و برای کسی که یادش رفته دوستت دارد ...

 

مهربان من ...

می شود از این به بعد بنویسم برایت؟

چرا نشود ...

راستی یادت نرود !

آن " تویی" را که می گفتم تکه ای از تو را دارد ...

 

(( چون می دانی : گاهی حس می کنم خود تو خیلی بزرگی

برای اینکه دوستت داشته باشم ،یک توی کوچکتر را به من دادی

تا به واسطه اش عشق بورزانم به تو ))

  نامه را تا کردم و سُراندم زیر گوشه فرش

خدا خودش یاد دارد

کاش جوابش را بدهد

ندهد هم می دانم که می خواند

چقدر خوب است آدم کسی را داشته باشد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 22:6  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

تا عاقلان راهی برای خندیدن پیدا کنند

 

دیوانگان هزار بار خندیده اند !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 12:43  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

يکي از بازديد کنندگان محترم وبلاگ در طرح مشکلي آورده بود: 

مادرم مدت 7سال که جني شده ما روز اول فکر کرديم ديوانه شده است بعدها از رفتار و بردن پيش آقا سيد جواد حيدري در يزد فهميديم که ايشان جني شده اند و به دليل اينکه نترس بوده اند ودر محله اي به نام رباط يکي از روستا هاي نزديک يزد زياد تردد ميکردند و آنجا منطقه اي است که الان هم جن دارد از آنجا با او ارتباط برقرار ميکنند تا مدت 2ماه پيش ايشان هرروز با آنها ارتباط داشتند و البته پيش گويي هايي هم ميکردند ولي فقط سوالاتي را که در ارتباط با اعضاي خانواده بود جواب ميدادند من 3سال پيش از ايشان درمورد آينده ام سوال کردم ايشان به من گفتندکه در حدود سه سال ديگر بافردي که مشخصاتش رو بهتون دادم ازدواج ميکنم حتي رنگ ماشين اسم و فاميل ان را هم گفت!

درمورد مادرم مي خواستم بدانم که اصلا از کجا و براي چه اينجوري شده اند ؟دوما در مورد اينکه ممکن است خوب شوند براي هميشه يا نه!؟

 

پاسخ : اين خانم آنچه مشاهده مي کند جن نيست جنيان فعلا” با آدمها کاري ندارند موضوعي که به مادر شما مرتبط مي شود يک روح سرگردان است که در اصل مربوط به خانمي است بنام مريم که در سن بيست و سه سالگي بر اثر برق گرفتگي مرده است او ساکن پامنار تهران و کوچه باريکي احتمالا” بنام … بوده است که شوهر داشته و صاحب يک فرزند پسر بوده است .مادر شما داراي روح سبکي است و در شرايط آرام قادر بديدن اين روح سرگردان است و روح سرگردان برخي از اخبار را به مادر شما مي دهد از اين رو چون سبب جلب توجه مي شود مادرتان علاقه اي به قطع رابطه ندارد اما خانواده شما از اين وضع نگران است و مي خواهند به اين وضع خاتمه دهند آن روح سرگردان آزاري نمي رساند هر چند براي شوخي و سربسر گذاشتن گاه اطلاعات غلط و درست مي دهد و گاه خود را به اشکال مختلف نشان مي دهد فعلا” آن روح نمي تواند با مادر شما تماس بگيرد اگر به مشهد آمديد با ما تماس بگيريد تا از طريق سير دادن مسائل واضح تر گردد.

در مورد ازدواج بايد عقل ، درايت و بررسي و جستجو را ملاک کار قرار دهيد اين مسائل را ابتدا خوب فکر کنيد و بررسي کنيد و به خبر آن روح سرگردان هم توجه نکنيد و اگر واقعا” نتوانستيد تصميم بگيريد  خبر دهيد تا راهنمائي کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 12:37  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

مسلمانی روزها روزه می گرفت  و شبها  عبادت میکرد اما  بد اخلاق بود و با زبانش همسایگان را اذیت  می کرد .

شخصی در  محضر حضرت  پیامبر(صلی الله علیه و اله ) ازاعمال او تعریف نمود و گفت تنها یک عیب دارد  و آن اینکه بد اخلاق است و با همسایگان  خوب برخورد نمی کند .

رسول خدا (صلی الله علیه و اله ) به این مضمون فرمودند : در او هیچ خیری نیست او اهل جهنم است

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 12:26  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 12:23  توسط ๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑  | 

نويسندگان

๑۩۞۩๑ مهدی ๑۩۞۩๑
نیما

پيوندها

دانلود کتابهای مختلف
دست نوشته های مجید
دست نوشته های شهید گمنام
بزرگترین مرجع دانلود پارسی زبانان
بزرگترین گالری عکس بلاگفا (@@)
عشق پنهان

نوشته هاي پيشين

هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
مهر 1384